تبليغاتX
ح ل و بقیه

محسن نامجو چهره ی جنجالی روشنفکران و عده ی معدودی از موسیقیدانان است که در یکی دو سال گذشته - به خصوص در سال گذشته-  بسیارمحبوب و پر مخاطب بوده است.شاید این موضوع که بیشتر مخاطبان او روشنفکران! بوده اند تا موسقیدانان اولین موضوع قابل توجه باشد که در ادامه به آن اشاره میکنم.

 

اگر چه به خاطر یکدست نبودن سبک آثار نامجوواجراهای متفاوت یک کار, بررسی کلی موسیقی او کار درستی نیست و نتیجه ی دقیقی هم به دست نمیدهد اما به این سبب که در این نوشته موضوعات متفاوتی مورد بحث بوده است از کلی گویی ناگزیر بوده ام و بررسی جزئیات را به آینده! موکول میکنم... موسیقی نامجو آنطور که خودش میگوید تلفیق موسیقی راک و سازهای ایرانی و در جاهایی تلفیق مایه های ایرانی و راک و باز تلفیق شعر سنتی و موسیقی امروز؟! است. در تلفیقی بودن بسیاری از آثار نامجو شکی نیست ولی در بین کارهایش قطعات پاپ راک وحتی سنتی - اگر بتوانیم این کلمه را معرف مناسبی برای این نوع موسیقی بدانیم- هم وجود دارد که نباید برچسب تلفیق بر آنها زده شود. فعلا موضوع بحث ما آن قسمت از موسیقی  نامجو است که واقعا خصوصیات موسیقی تلفیقی را دارد . در این قطعات  عمدتا سازها تلفیق میشوند وگاهی سازها و مایه ها( آلبوم ترنج ).من شخصا تلفیق شعر سنتی و موسیقی غیر سنتی را تلفیق قوی نمیدانم. چون تجربه های بسیار خوبی از موسیقی های سنتی وجود دارد که با شعر غیر سنتی اجرا شده  و نام تلفیق هم به خود نگرفته است.ولی جذابتر از این تلفیق ها -که در آثار دیگر آهنگسازان کم تکرار نشده- استفاده ی خوب او از حنجره است. او بر خلاف آهنگسازان ایرانی که خود را ملزم میدانند از حنجره استفاده ی کلیشه ای کنند; درآهنگهایش فریاد میکشد تقلید صدا میکند و یا لحنی به صدایش میدهد که جزء صدای اصلی - و حتی فرعی- او نیست. البته این عناصر را در کارهای غربی فراوان میبینیم با این تفاوت که آهنگساز غربی اصراری ندارد که همه ی این اصوات توسط یک حنره تولید شود. مثلا برای تولید صدای سگ از حنجره ی یک سگ و بری تولید صدای خیلی بم یا زیر از حنجره ی باس یا سوپرانو استفاده میکند اگر چه در این موارد از اختلاف سطح امکانات نمیتوان به راحتی چشم پوشید ولی به نظر میرسد نامجو این کار را برای علاقه و ارضای شخصی و یا تک محوری کردن موسیقیش انجام میدهد. که البته مورد دوم محتمل تر است. چون این اصرار بر تک محوری شدن موسیقی را حتی در موسیقی سازی او هم میتوان دید.(مثال آن قطعه ی مرغ شیداست که با وجود ارکستر سازی و موسیقی پر تحرک محوریت سه تار کاملا حس میشود.) همچنین نامجو در بسیاری از کارهایش شاعر آهنگساز نوازنده و خواننده است. که شاید بزرگترین نقطه ضعف کارهای اوهمین نکته باشد. مثال روشن این مطلب قطعه ی زلف بر باد مده است که به دلیل فالشی شدید سوتهایی که نامجو میزند - با وجود پتانسیل بالا- این قطعه به راحتی به یک کار آماتوری تبدیل شده است. نامجو برای بیان احساسش عناصر خوبی را یافته است ولی متاسفانه از هیچیک به صورت کاملا حرفه ای استفاده نکرده است.تا جایی که حتی آماتوری شدن نوازندگی و خوانندگی اش در بعضی قطعات شک زیادی به مخاطب وارد نمیکند. وباید گفت که این دلیل خوبی برای کم شدن محبوبیت نامجو در بین موسیقیدانان است.  البته این مسئله مربوط به آن دسته از هنرمندان نمیشود که نامجو را به طور کامل رد میکنند.(برای توجیه تفکر این قشر بهتر است عقاید آنها را بررسی کنیم تا آثار نامجو)

 

و اما در مورد روشنفکران به نظر میرسد علت اصلی طرفداری آنها از نامجو همخوانی توجیهی موسیقی نامجو با حال و هوا و شعارهای آنهاست. شعر نامجو(غیر از اشعار سنتی) شعری اعتراضی ( و نه انتقادی) است که همراه با موسیقی متفاوت ( و نه ممتاز) او در بین آهنگسازان ایرانی سبب تقویت این تفکر شده که موسیقی او با حرکت ساختارزدای روشنفکران( که کم کم  به یک ساختار کلیشه ای تبدیل شده است)هماهنگی دارد. و شاید بزرگترین تبلیغ برای نامجو - که همان اهدای پسوند پست مدرن به موسیقی نامجو است- توسط همین گروه انجام شد.مسلما این سوء تعبیر به دلیل کم اطلاعی این قشراز موسیقی و سکوت موسیقیدانان بوده است.به هر ترتیب موسیقیهایی را که به راحتی میتوان در یک تقسیم بندی سبکی اصولی قرار داد جز در این مملکت نمیتوان با یک پسوند به صدر جدول پرفروشترینها رساند.آن هم برای مدت طولانی!

ذکر این نکته هم جالب است که نامجو به خاطر کارهای اعتراضییش در بین روشنفکران محبوب شد ولی تبلیغ این گروه منجر به فروش چشمگیر آلبومی شد که هیچ بار اعتراضی نداشت! ودر آن از موسیقی نامجو فقط تلفیق سازی و ملودیک دیده میشد. در این باره میتوان ساعتها توجیه کرد ولی این واقعیت که مطبوعات و روشنفکران و شاید خود ما تبلیغات موثری برای نامجو بوده ایم و همه ی این ها قبل از انتشار کاست ترنج توسط حوزه هنری بوده انکار ناپذیر است. شانسی که محسن چاووشی در همان ایام پیدا نکرد. با اینکه مطبوعات همپای نامجو از او حرف به میان می آوردند و با وجود پتانسیلی که آثارش برای گیشه ای شدن داشت( به خصوص به خاطرشباهت صدایی با سیاوش قمیشی) او هنوز یک خواننده ی غیر مجاز است . اما نامجو در حال حاضر یک خواننده ی مجاز است که با اولین آلبوم خود شهرت زیادی به دست آورد و حالا هم خارج از ایران موسیقی را ادامه میدهد. در اینجا باید اشاره کنم که کارهای برجسته ی نامجو بعد از انتشار ترنج بسیار کم شده است و یا حد اقل به شدت کارهای قبلیش از پشتوانه هایی برای پخش غیر مجاز برخوردار نیست.

در پایان باید بگویم که بعد از این مدتی که محسن نامجو به عنوان یک چهره ی ایده آل در بین هنرمندان حضور داشت و بعد از مدت طولانی تری که از فعالیت نامجو در موسیقی میگذرد نقد آثار او نه تنها ضربه ای به موقعیت فعلیش وارد نمیکند بلکه سبب رفع ایرادات گذشته و ارائه ی کارهای بهتری توسط این هنرمند در آینده است.

 

نوشته شده توسط shayeste در سی و یکم فروردین 1387 |