تبليغاتX
ح ل و بقیه

          آنچه در زیر آمده تلاشی است برای تقسیم بندی شاخه های موسیقی ایران به هدف فرار ازپیچیدگیهای زبانی و ابهامات ناشی از کلی نگری به زمینه های مختلف این بخش از هنر ایران. هرچند بررسی دقیق چنین گستره ای از حدود این چند صفحه – و در عین حال توانایی یک فرد – خارج است و نیازمند مطالعات گروههای تخصصی میباشد. 

 

موسیقی در ایران و قبل از حدود سالهای 1290-1300 را میتوان در تقسیم بندی خیلی کلی زیر قرار داد :

-    موسیقی ایرانی ; شامل همان قسمتی که در بررسیهای تاریخی بیشترین توجه را به خود جلب میکند(میتوان گفت که جدی ترین جریانات و مرکزیت موسیقی مربوط به این بخش بوده است.) این موسیقی بیشتر جنبه ی موروثی بین موسیقیدانان داشته و همان فصلی  است که درطی سالهای 1290-1300 به بعد روند سنتی شدن را پشت سر گذاشت . 

-    موسیقی مطربی : فضای کلی موسیقی مطربی با موسیقی ایرانی شباهتهای زیادی دارد. و  شاید به همین دلیل است که در اولین نگاه,  موقعیت فرهنگی و شرایط اجتماعی ,تعیین کننده ی حدود آن از موسیقی ایرانی قرار میگیرد; ولی در واقع  ویژگی های منحصر به فرد این موسیقی, بارزترین دلیل برای بررسی مجزای آن از موسیقی ایرانی می باشد.

-    موسیقی نواحی که شکل دست نخورده تری از همان موسیقی ایرانی است به این معنا که موسیقی نواحی نسبت به تحولات۱ موسیقی ایرانی روند کند تری را طی کرده

    است و شاید بزرگترین دلیل آن را بتوان فاصله ای دانست که بین جریانها ی موسیقی و مرکزیت این جریانها و موسیقی نواحی قرار دارد . به تعبیری میتوان گفت که این موسیقی زودتر از موسیقی ایرانی وارد روند سنتی شدن ۲قرار گرفته است.

 

-    موسیقی اقلیتهای قومی و مذهبی  : البته شاید درست تر باشد که آنرا به  عنوان موسیقی غیر ایرانی بررسی کنیم . ولی چون این موسیقی قسمت قابل توجهی از سیرتاریخی و تحولاتی خود را در ایران و تحت تاثیرات فرهنگی و جغرافیایی این منطقه سپری کرده , میتوان آنرا زیر مجموعه ای از موسیقی ایرانی دانست.

 

-    البته باید خاطرنشان کنم که در دوره ی قاجار ما شاهد اولین تاثیرات موسیقی  غیرایرانی(غربی) بر موسیقی ایرانی هستیم ۳.ولی چون این جریانات کاملا غیر

      ایرانی نبوده و همانطور که گفته شد عمدتا تاثیر موسیقی غرب بر تفکر آهنگسازان ایرانی(و یا برعکس آن, تاثیری از موسیقی ایرانی بر آهنگسازان غیر ایرانی ) بوده است; فعلا برای آن تقسیم بندی مجزایی دز نظر گرفته نمیشود ومیتوان آنرا در بخش جریانات موسیقی ایرانی - که البته بهتر است بگوییم جریانات و تحولات حکومت ایرانی!-مورد بررسی قرار دهیم.

 

اما همین تقسیم بندی کلی بعد از اشاعه ی رسمی تئوری موسیقی غربی توسط کلنل وزیری به یکباره تغییر کرد و ما را در طی حدود 80 سال با یک تقسیم بندی پیچیده و در بعضی جاها حتی بدون مرزهای تفکیک کننده رو برو کرده است. اگر بخواهیم در ادامه ی تقسیم بندی قبل حرکت کنیم, خواهیم داشت:

-         موسیقی ایرانی:

-     این موسیقی که مهمترین اصل تفکیک آن با دیگر قسمتها مرز جغرافیایی است در طول زمان به فراخور شرایط و نیازها یا تحولات فکری و... کاملتر شده و بسته به نوع حکومتها در جامعه گاهی به عنوان هنری مهم و قابل احترام و دیر زمانی به شکل زیر زمینی و دون مایه مطرح بوده است .  تا زمانی که با ورود تئوری غربی و برجسته شدن فرهنگ غرب در دیگر جوامع تحولات موسیقی ایرانی به شیوه ی قدیم پایان یافت واین موضوع سبب پیدایش تغییرات و آغاز تحولات قابل توجهی درموسیقی شد. از این دست است: تغییردر روش انتقال(از شفاهی و سینه به سینه به خط نت), ورود پولیفونی و تغییر در ترکیب سازبندی و ورود مایه های غربی و در بعضی موارد تلفیق این مایه ها با مایه های ایرانی و... که در نتیجه  این تغییرات تقسیم کلی این موسیقی به 2دسته ی زیر تبدیل شد:

 

-    1-  موسیقی سنتی(یا موزه ای) : که کلیت آن همان موسیقی ایرانی تلفیق نشده یا کم تلفیق شده با موسیقی غربی است که به میزان کم به روش انتقال شفاهی و به میزان

     زیاد توسط  خط نت از ۱۰۰ سال گذشته تا زمان حال تداوم یافت . مهمترین بخش این موسیقی که هم اکنون در دست است ردیف هفت دستگاه ۴ میباشد. این موسیقی توسط ردیف دانان  (چه در حوضه ی خوانندگی و چه در حوضه ی نوازندگی) تداوم میبابد که متاسفانه در زمان حال این افراد به شکل مجزا وبا تخصص رسمی حضور ندارند و حاملان اصلی این نوع موسیقی را باید در موسیقی نواحی جستجو کرد.

 

-    2- موسیقی ملی(جدی یا ایرانی) : این همان قسمتی است که بعد ازورود تئوری موسیقی با تغییراتی که در موسیقی ایرانی به وجود آمد راه خود را ادامه داد و با داشتن برخی ویزگیهای ایرانی و برخی ویزگیهای غربی سیر تحولاتی خود را طی کرد.و باز عامل  تفکیک آن با دیگر بخشها مرز جغرافیایی قرار گرفت. سه گروه اصلی, حاملان این جریان محسوب میشوند:

    - موسیقیدانان۵ : که بیشتر فعالیت آنها در حوضه ی ایجاد فضای علمی۶درموسیقی

     است ومعمولا تزها و فعالیتهای غیر اجرایی آنها بیشتر از کارهای اجراییشان مورد توجه واقع میشود. البته این موضوع فراگیر نیست و مثالهایی هم وجود دارد که به رغم جلوه ی زیاد کارهای اجرایی میتوان آنها را قسمتی از بضاعت علمی موسیقی دانست .

   -اساتید:این گروه در واقع هنرمندانی هستند که جزء بضاعت فرهنگی موسیقی قرار میگیرند و سهم بسزایی در تحولات موسیقی در 90 تا100 سال گذشته داشته اند.این اساتید به خاطر تاثیر زیادی که بر فرهنگ شنیداری مردم داشته اند و همچنین به این خاطر که قسمت قابل توجهی از تاریخ معاصر موسیقی محسوب میشوند شایستگی این عنوان را دارند.باید گفت که این گروه(در واقع آن عده ای که هم اکنون در قید حیات هستند) دراین زمان کمتر قابلیت نقد دارندو در حقیقت از تغییر و تحولات بسیار کمی نسبت به  زمان برخوردارند ولی شاگردان این افراد با وجود تاثیر ناچیزی که پس از اساتید خود در موسیقی میگذارند قابلیت نقد دارند و میتوانند تحولاتی داشته باشند.

-         هنرمندان۷:این عنوان البته عنوان مناسبی نیست به خصوص که به خاطر معنای عام

          نمیتواند صرفا مشخص کننده ی گروه خاصی باشد.این گروه- که بزرگترین  جامعه ی

     آماری موسیقی محسوب میشوند- در واقع بیشترین تولید موسیقی و کمترین نقد را در جامعه از آن خود کرده اند و شاید بیسشترین ضعف آنها همین نکته باشد.   در واقع این بخش شامل گروههای بسیار متاوتی از لحاظ سطح کیفی کارهای اجرایی میشود و شاید مهمترین قسمت  از لحاظ ایجاد تنوع و ابتکار در موسیقی و همچنین موثرترین بخش در تغییر و ارتقا سلیقه ی عمومی را همین هنرمندان به خود اختصاص دهند, با این حال فقط گروههای دارای سطح کیفیت بالا در جامعه مورد انتقاد قرار میگیرند و غیر از گروههایی که شانس مشهور شدن را به دست می آورند, بقیه در جریانات جدی موسیقی خیلی مورد توجه قرار نمیگیرند.  باید گفت به همین دلیل است که این قسمت از پیشرفت کم و یا حتی نزولی رنج میبرد.

-         -موسیقی نواحی:

-     این بخش تنها فصلی است که تغییری در روند کلی آن ایجاد نشده است و تنها تفاوت آن با گذشته کوچکتر شدن محدوده ی جغرافیایی آن است.

-         موسیقی اقلیتها:

-     که با گسترش ارتباطات امکانات بیشتری برای تغییر و تحولات در آن به وجود آمده و در زمان حال گروه بندی آن به عنوان زیر مجموعه ی موسیقی ایرانی بسیار مشکل شده است.

 

-         موسیقی غیر ایرانی:

 

-         که خود به دو بخش تفکیک میشود:

-   1- موسیقی کلاسیک غربی

-    2- موسیقیهای روز دنیا که البته با تاخیر زیاد ( والبته نه به صورت بکر و دست نخورده) وارد ایران شده اند و به دلیل فعالیت شدید زیرزمینی به سختی میتوان از روند واقعی آن در جامع ی امروزسخن به میان آورد. در اینجا هم فقط به ذکر نام انواع آن اکتفا میشود: موسیقی های پاپ, راک , رپ, متال, جاز و...

 

-         تذکر :

-          در مورد موسیقی مدرن و گروه بندی آن در مقاله ی بعدی به آن اشاره خواهد شد.

-          موسیقی مطربی در ایران معاصر به شکل واقعی خود حذف شد واکنون از این کلمه به صورت کاملا تغییر یافته استفاده میشود و جایگزین آن ,قسمتی از موسیقی است که توسط بخشی از هنرمندان- دربخش های مختلف - تداوم می یابد.

 

                                         پاورقی:

 

۱- تغییر و تحول: مفهوم  این دو کلمه وام گرفته از دیدگاه محمد رضا درویشی در کتاب لیلی کجاست میباشد و به طور کلی تحول , روند آرام و طبیعی پدیده ها به سمت جلو و تغییر, روند جهش یافته و بدون پیشبینی یا برنامه ریزی دقیق است.

 

۲- سنت و سنتی شده: هنری است که تحولات  بسیار ناچیزی نسبت به یک بازه ی زمانی طولانی طی شده  دارد و یا به هر دلیلی روند تحولاتی آن در سطح خاصی متوقف شده است.

 

۳- از مهمترین جریانات مذکور میتوان به این موارد اشاره کرد : ۱۲۳۵ تشکیل اولین دسته ی موزیک نظام به نام " دسته ی موزیک سلطنتی"توسط بوسکه و رویون به جای نقاره خانه./ ۱۲۴۸ ورود لومر به ایران و تجدید سازمان دسته ی موزیک نظام. چند سال بعد تشکیل "ارکستر زهی سلطنتی" توسط دوال ./تشکیل ارکستر مخصوص اجرای آثار موسیقی کلاسیک غرب در تشریفات دربار با استفاده از شاگردان موزیک نظام توسط لومر./حدود۸۸-۱۲۸۰ تشکیل "ارکستر انجمن اخوت" به سرپرستی غلامحسن درویش(درویش خان)./۱۲۸۹ تجدید سازمان "ارکستر زهی سلطنتی" توسط سالار معزز./۱۳۰۳ تشکیل ارکستر مدرسه ی موسیقی" توسط علینقی وزیری./۱۳۰۷ تجدید سازمان " ارکستر مدرسه ی موسیقی" به نام " مدرسه ی موسیقی دولتی " توسط علینقی وزیری.(برگرفته از کتاب نگاه به غرب, اثر محمد رضا درویشی, انتشارات ماهور۱۳۷۳ .)

 

۴- ردیف هفت دستگاه: ردیف دستگاهی مقوله ی گسترده و پیچیده ایست که جای زیادی برای بحث وبررسی دارد و استفاده از کلمه ی "هفت "دستگاه صرفا از روی عادت است.(در این مورد بخوانید: گامهای گمشده , مرتضی حنانه)

 

۵- موسیقیدان: از آنجا که پدیده ای مثل هنرمند یا آهنگساز روشنفکر عملا غیر قابل تجسم است و از طرفی بازیهای زبانی این نوع کلمات را شدیدا تحت تاثیر قرار داده ترجیحا از کلمه ی موسیقی دان  استفاده شده است, که بارزترین ویژگی این قشر - که همان تسلط بر رشته ی مورد تخصص آنهاست- را به خوبی نشان میدهد.

 

۶- موسیقی علمی: بر سر این عنوان جنجالهای بسیاری وجود دارد که درگیر شدن در آن فقط سبب دور افتادن از بحث اصلی است.در این مقاله منظور از علم موسیقی,  قوانین و معیارهای خاص همان گونه ی موسیقی است  که توسط موسیقیدانان مورد مطالعه قرار میگیرد و در این زمینه حتی از سیر تحولاتی هم برخورداراست.

 

۷- هنرمند: چون در قسمتهای دیگر مثل موسیقی غیر ایرانی و ... هم دارای هنرمندانی هستیم;  برای رفع ابهام مشخص کردن جایگاه هنرمند و یا ویژگی کاری آن لازم است.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط shayeste در دهم اردیبهشت 1387 |